سبک های فرزندپروری را بررسی کنید این کار می تواند به شما در تصمیم گیری در مورد مراقبت و پرورش از کودک شما کمک کند. برای یافتن روشی که مناسب شما باشد می توانید باید تحقیق کنید.
سبکهای فرزندپروری برجستهای که وجود دارد مانند هم نیستند ولی بسیاری از آن ها با هم همپوشانی دارند. با این حال روش های دیگر کاملا متفاوت هستند. ما چهار مورد از سبکهای رایجتر را انتخاب کردهایم و آن ها را با جزئیات بررسی کردهایم.
تعریف سبک فرزند پروری
سبکهای فرزندپروری به شیوهای اطلاق میشود که والدین فرزندان خود را تربیت میکنند. این می تواند به سطح انتظارات والدین، توجه به قوانین و غیره و همچنین سبک نظم و انضباط والدین برای اعمال انتظارات خود اشاره داشته باشد.
فروید باور داشت که رابطه اولیه مادر و کودک نمونه اولیه همه روابط کودک در آینده است. به عنوان مثال، در نظریه رشد روانی-جنسی، فروید بر روابط والدین و بعدها آسیب شناسی روانی تأکید ویژه ای داشت و همه این ها نشان دهنده اهمیت سبک های فرزند پروری می باشد. بنابراین حتما با توجه به این مقاله در مورد سبک های فرزندپروری خود تصمیم بگیرید.
نظریه سبک های فرزندپروری
با کاوش در مقالات ما می توانید کشف کنید که چه چیزی برای شما مفید و مهم است. به احتمال زیاد، پس از بررسی نظریه سبک های فرزندپروری، متوجه خواهید شد که برخی از آن ها با سبک تفکر شما سازش بیش تری دارند.
هر نوزادی متفاوت است، بنابراین آنچه برای یک نوزاد مفید می باشد ممکن است برای دیگری جواب ندهد و همانطور که آن ها و شما رشد می کنید و یاد می گیرید، ممکن است متوجه شوید که ایده ها و تئوری هایی که داشتید تغییر می کند. بنابراین به سبکهای فرزندپروری نگاه منعطفی داشته باشید.
سبک های فرزندپروری
۱.الگوی رهبری کودکان
در الگوی تعلق والدینی (attachment parenting) رویکرد فرزندپروری کاملاً تحت رهبری کودک قرار دارد و به طور کلی شامل تغذیه در صورت نیاز، پاسخگویی به موقع به گریه های او و یک جا خوابیدن با او در شب است. ایده اصلی این روش این بود که دلبستگی ایمن میان والد-کودک راه را برای استقلال و روابط امن آن ها در بزرگسالی هموار می کند.
نوزادان زمانی بهترین رشد را دارند که احساسات آن ها جدی گرفته شده و به آن ها پاسخ داده شود. اما ممکن است والدین در این کار زیادهروی کرده و هر درخواست کودک را برآورده کنند، که میتواند طاقتفرسا بوده و نتایج متفاوتی را به دنبال داشته باشد.
یکی از مهم ترین یافته ها این بود که دلبستگی ایمن در اوایل زندگی منجر به استقلال بیشتر در آینده شود، در حالی که دلبستگی ناایمن باعث می شود که کودکان در مراحل بعدی زندگی بیشتر وابسته شوند و استقلال شخصیتی که لازمه حضور در جامعه و ارتباط با دیگران می باشد را پیدا نکنند.
۲. رویکرد رهبری والدین
در انتهای دیگر طیف فرزندپروری، رویکرد رهبری والدین قرار دارد، که در آن کودک باید با زندگی اطراف خود سازگار شود. رهبری والدین زمانی با موفقیت همراه می شود که والدین و کودکان، مشارکتهای مؤثری را ایجاد کنند.

۳. فرزندپروری مثبت | سبک های فرزند پروری
فرزندپروری مثبت می تواند یک رویکرد قدرتمند باشد. ایده اصلی این روش این است که به جای تلاش برای اصلاح نقاط ضعف فرزندتان، روی نقاط قوت او تمرکز کنید. به همین دلیل است که برخی از افراد آن را فرزندپروری مبتنی بر قدرت می نامند.
رویکرد فرزندپروری مثبت می تواند کمی متفاوت باشد، اما تمرکز اصلی آن تاکید بر تعاملات مثبت است. در این روش والدین رفتارها و انگیزه های مثبت را تشخیص داده، پاداش می دهید و تقویت می کنید. شما همچنین محیطی ایجاد می کنید تا رفتار مشارکتی و سازنده را برای فرزندتان آسان تر کنید.
منبع:کانون مشاوران ایران-۱۱ سبک های فرزندپروری | بهترین سبک فرزند پروری چیست
رفتار با فرزند نوجوان تکنیک های خاص خود را دارد، داشتن فرزند نوجوان می تواند یکی از دردسرهای عجیب و غریب در زندگی هر پدر و مادری باشد.
در دوره نوجوانی شما با فرزندی روبه رو هستید که تا چند روز پیش سر به راه و حرف شنوا بود ولی اکنون به فردی سرکش و گستاخ تبدیل شده است که انتظارات نابجایی دارد و امان تان را بریده است.
جالب است بدانید که این توصیف شکایت رایج بسیاری از پدر و مادر هاست و خبر از آن می دهد که دوران نوجوانی با ویژگی های مشخص می شود که نیاز به شناخت بیشتری دارند.
رفتار با فرزند نوجوان
به عنوان والدین بیش از هر چیز نیازمند آن هستید تا فرزند نوجوان تان را بیشتر بشناسید و بتوانید دنیا را از زوایه ی دید او مشاهده کنید.
استفاده از تکنیک های ارتباط با نوجوان به شما کمک می کند تا بتوانید ارتباط بهتری را شکل دهید و مدیریت رفتار با فرزند نوجوان را بیش از پیش به دست بگیرید.
۱. در ارتباط با نوجوان نیمه پر لیوان را ببینید.
این روزها بیشتر روابط والدین و نوجوانان تلاش برای تصحیح رفتارهای اشتباه نوجوان است. آن ها مدام توصیه می کنند نوجوانان شان بیشتر درس بخوانند یا تلاش می کنند عادت های به گمان خودشان اشتباه نوجوان ها را عوض کنند.
به زبان دیگر پدر و مادرها در ارتباط با نوجوان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند؛ مثلا شکست ها، نمرات بد، دوستان بد و بدرفتاری ها. در حالی که در کنار این موضوعات موفقیت ها و کارهای خوب نوجوان به راحتی نادیده گرفته می شود. دختربچه کارنامه اش را با کلی ذوق به مادر نشان می دهد و خوشحال است نمرات قابل قبول و خوبی دارد اما مادر به محض دیدن کارنامه به او می گوید« واقعا خجالت نکشیدی ادبیات به این آسانی نمره ات ۱۷ شده مگه از ریاضی سخت تر بود یادته شب امتحان چند بار گفتم برو بخون گفتی بلدم اگه بلد بودی که الان نمره ات باید ۲۰ می شد»
چنین بازخورد های نا مهربانانه ای می تواند همه ی تلاش او برای امتحانات را زیر سوال ببرد و باعث شود نوجوان احساس کند که «هیچ کس مرا درک نمی کند.»
۲. از من استفاده کنید.
پیام هایی که با کلمه ی «تو» شروع می شوند، می توانند نوجوان را سرکوب کنند.
تو باید خجالت بکشی، این کار را متوقف کن، باید بهتر درس بخوانی، تو باید بهتر از این باشی و…
این ها نمونه ای از جملاتی هستند که پیامی توام با سرکوب و آزار و اذیت در بر دارند و باعث می شوند تا فرزند تان هرگز به حرف شما گوش ندهد.
این پیام ها را متوقف کرده و تلاش کنید تا عبارات تان را با ضمیر «من» آغاز کنید.
به عنوان مثال «من از اینکه نتیجه ی مورد نظرت در امتحان را به دست نیاوردی ناراحت شدم و به این فکر می کنم که چه چیزی باعث شد تلاشت به نتیجه نرسد؟”
به کار بردن پیام «من» راه بهتری برای بیان موضوعات است.
در این پیام ها تمرکز روی شماست، نه نوجوان. با به کار بردن این مهارت دیگر به نوجوان تان برچسب نمی زنید و او را سرزنش نمی کنید.
به عنوان مثال: وقتی تو تلفن نمی کنی، «من» احساس بدی پیدا می کنم، چون نمی دانم کجا هستی.
۳. رفتار نوجوانان امروزی، قوانینی مشخص وضع کنید
بد دهنی و استفاده از الفاظ نامناسب یکی دیگر از مشخصه های نوجوانان است.
باتوجه به رفتار با فرزند نوجوان و نوع برخوردش قانون وضع کنید. به عنوان مثال ممکن است بگویید «در خانواده ما با دیگران با احترام صحبت می کنیم، ما به دیگران برچسب نمی زنیم و از الفاظ نامناسب استفاده نمی کنیم.» درگیر کردن فرزند در قانون گذاری سبب می شود تا در مواقعی که مورد نیاز است به او یادآوری کنید که خودش در قانون گذاری سهیم بوده است.
بر رفتار نوجوان خود و احساسی که در مورد آن دارید تمرکز کنید. از هرگونه اظهار نظر در مورد شخصیت فرزند خود بپرهیزید. به جای اینکه بگویید “تو خیلی بی ادبی” این جمله را امتحان کنید که ” وقتی با من اینطوری حرف می زنی ناراحت می شم” برخی مواقع نیز می توانید احساس خود را به صورت مستقیم بروز دهید «من الان از دست تو عصبانی هستم».
عواقب رفتارهای ناپسند را برایش مشخص کنید و آن ها را اجرا نمایید، اما مراقب باشید خیلی قانون نگذارید. بسیاری از مواقع می توانید برای بی احترامی ها یا استفاده از الفاظ نامناسب این عواقب را عملی کنید.
نکته بسیار مهم اینکه خود شما تلاش کنید تا به قوانین پایبند باشید.
۴. با صراحت تمام نه نگویید.
ممکن است یک نه محکم در ارتباط با کودک ۵ ساله تان خوب جواب دهد اما دنیای نوجوانان آن را بر نمی تابد.

مهم ترین عامل لجاجت نوجوان و تقویت انگیزه او در رسیدن به خواسته غیر منطقی، این است که حق انتخاب را از او بگیرید.
پس در برابر خواسته های غیرمنطقی نوجوان خود، بی درنگ «نه» نگویید.
بلکه با سردی بگویید؛ نظری ندارید و او خود باید انتخاب کند.
او بی درنگ می فهمد که با این خواسته اش موافق نیستید؛ ولی چون با صراحت مخالفت نکردید و حق انتخاب را به او دادید، به احتمال فراوان، همان چیزی را بر می گزیند که شما خواسته اید.
منبع:کانون مشاوران ایران-رفتار با فرزند نوجوان | ۱۱ تکنیک های ارتباط با نوجوان

سنین بین 2 تا 4 سالگی بدترین سن بچه ها برای طلاق در نظر گرفته می شود، زیرا این زمانی است که والدین بیشترین نقش را در رشد آن ها دارند.
بعد از 3 سالگی، به نظر میرسد که احتمال آسیبهای عاطفی طلاق در حدود 11 سالگی به اوج خود میرسد. در این سن آن ها وابستگی عمیقی به والدین و خانواده به عنوان یک واحد ایجاد کرده اند. در عین حال، آن ها عمیقاً خودمحور هستند، که باعث می شود فروپاشی خانواده را درونی کنند.
درگیری والدین به ویژه اگر در مقابل کودکان اتفاق بیفتد بسیار آسیب زا می شود. بدترین حالت آن زمانی است که والدین از طریق کودک با یکدیگر ارتباط برقرار کنند یا از کودک برای آسیب زدن به یکدیگر استفاده می کنند. اگر درگیری میان زوجین بسیار شدید باشد حتی می توان گفت که طلاق به نفع کودک می باشد.
طلاق چگونه بر کودکان بزرگتر تأثیر می گذارد
بدترین چیز برای یک بچه این است که بعد از طلاق، یکی از والدین از رابطه خارج شود. طبیعی است که کودکی که والدینش غایب است از خود می پرسد: «مشکل من چیست که تو مرا دوست نداری؟» و مشکل را به خودش مرتبط می داند.
وقتی کودک به بلوغ میرسد، پتانسیل بیشتری برای پذیرش و درک طلاق والدین دارد.حتی در برخی از موارد نوجوانان مدافع طلاق والدینشان بوده اند و عاقلانه تر از والدین خود رفتار می کنند.
در طول طلاق، والدین اغلب چنان درگیر احساسات غم، خشم، ترس و سردرگمی می شوند که به سختی می تواند احساسات خود را مدیریت کنند، چه رسد به احساسات فرزندانشان.
کمک به کودکان بزرگسال برای مقابله با طلاق
راه های زیادی وجود دارد که والدین می توانند به فرزندان بزرگسال خود کمک کنند تا با طلاق کنار بیایند. اولاً، والدین باید بدانند که طلاق آن ها بر فرزندان آن ها تأثیر می گذارد. اولین کار این است که باید به آنچه کودکانشان می گویند گوش دهند. تحقیقات نشان می دهد که شنیده شدن به بهبودی فرد کمک می کند.
جشنها و سنتهایی برای تعطیلات، تولد، فارغالتحصیلی، عروسی و تولد وجود دارد که ممکن است هرگز به عنوان یک خانواده تکرار نشوند، بچه های بالغ آسیب هایی را تجربه می کنند بنابراین از تحقیر والد دیگر و استفاده از فرزند بزرگسال خود به عنوان محرم درد و دل خود بپرهیزید. علاوه بر این از تلاش برای وادار کردن آن ها به انتخاب طرف خودداری کنید و آن ها را به طرف خود نکشید زیرا ممکن است احساس گناه نسبت به والد دیگر پیدا کنند.
بچه های طلاق در بزرگسالی
افرادی که والدینشان درگیر طلاق بوده اند در بزرگسالی نسبت به زندگی مشترک دید خوبی ندارند. این نگرش باعث می شود که رابطه سالم و موفقی را تجربه نکنند.
چالش هایی که فرزندان طلاق در بزرگسالی با آن روبرو می شوند
از بسیاری جهات، فرزندان والدین طلاق می توانند احساس کنند که سال ها از زندگی خود را از دست داده اند. اثرات طلاق بر والدین و فرزندان ویرانگر است و باعث تضعیف رابطه والدین و فرزندان می شود . کودکان نوپا که والدین آن ها طلاق گرفته اند ممکن است مشکل خواب را تجربه کنند.
مشکلات مربوط به اعتماد
برخورد با طلاق والدین در بزرگسالی برای افرادی که به تازگی وارد بزرگسالی شده اند اعصاب خردکن است. یکی از اثرات روانی طلاق بر کودکان این است که اغلب با مسائل اعتماد دست و پنجه نرم می کنند.

مشاوره برای فرزندان طلاق تنها راه برای اطمینان از بهبودی آن ها از اثرات مخرب طلاق است، مشاوران قادر به ایجاد روابط پایدار و رضایت بخش می باشند.
اعتیاد| تاثیر طلاق بر فرزند دختر
یکی از چالش های اصلی طلاق این است که فرزندان طلاق اغلب دچار آسیب های روانی می شوند.
فرزندان طلاق نسبت به همسالان خود که بخشی از خانواده های شاد هستند، بیشتر مستعد سوء مصرف مواد می شوند. تلاش برای پر کردن خلاءهای عاطفی و معنوی، ممکن است باعث شود فرزندان برای رهایی به الکل و مواد مخدر روی آورند.
منبع:کانون مشاوران ایران-بدترین سن بچه ها برای طلاق| بهترین برخورد با کودک طلاق
شباهت فرزندان با پدر و مادر و تاثیر آن در ازدواج
شباهت فرزند با پدر و مادر چقدر حقیقت دارد؟ شباهت میان این دو چقدر بر ازدواج موثر است. نظر روانشناسان در مورد این موضوع متفاوت است برخی از آن ها می گویند که رفتار فرزندان و ویژگی های شخصیتی شان کاملا می تواند با والدین فرق کند و فرزندان نباید بر اساس خانواده و والدین شان مورد قضاوت قرار گیرند،
اما برخی دیگر معتقدند با بررسی رفتار والدین می توان در مورد انتخاب برای ازدواج فرزندان تصمیم گرفت و فرزندان شباهت قابل توجهی به والدین شان دارند.
در صورتی که در مورد این موضوع سوالاتی دارید، این مقاله را از دست ندهید زیرا به بررسی مسائل اساسی و مهم این موضوع پرداخته است. هم چنین می توانید با استفاده از مشاوره ازدواج شباهت فرزندان با پدر و مادر را بررسی کرده و از انتخاب خود برای ازدواج مطمئن تر شوید.
شباهت فرزندان با پدر و مادر و تاثیر آن در ازدواج همیشه حقیقت دارد؟
دلایل بسیاری منجر به شباهت فرزندان به پدر و مادر می شود، یکی از این آن ها سبک تربیتی می باشد زیرا سبک تربیتی والدین متناسب با رفتار آن ها با فرزندشان می باشد بنابراین این سبک تربیتی به طور مستقیم بر خلق و خو و رفتار فرزندان اثر می گذارد.
به عنوان مثال والدینی که افراد آسان گیری هستند در هنگام تربیت فرزندشان، فشار زیادی به او وارد نمی کنند و کنترل کمتری بر روی او دارند در نتیجه در فرزندشان شخصیت آسان گیری شکل می گیرد و او هم مانند والدینش زندگی را سخت نمی گیرد.
نقش مادر در تربیت فرزندان از اهمیت بسیاری برخوردار است و در همین زمینه باید شباهت فرزندان با پدر و مادر مورد توجه قرار گیرد.
توجه داشته باشید که تربیت والدین و خصوصیات آن ها تنها فاکتور تعیین کننده در ویژگی افراد نمی باشد زیرا هر فرد ویژگی های منحصر به فرد خودش را دارد و با آن به دنیا می آید. این فرد در طول زندگی با موقعیت مختلف و متفاوتی رو به رو شود و در محیط هایی قرار گیرد که تجربیات او باعث شود ویژگی هایی متفاوتی در او شکل گیرد.
آن چه در مورد این موضوع اهمیت دارد این است که انعطاف پذیر باشید و بدانید که شباهت فرزندان به والدین صددرصد نمی باشد.
اما در عین حال نمی توان نقش تربیت خانواده را نادیده گرفت زیرا کم و بیش بر روی رفتار فرزندان تاثیر می گذارد علاوه بر این برخی از ویژگی ها ژنتیکی که از والدین به ارث رسیده است نیز قابل تغییر نبوده و نقش زیادی در رفتار فرزند دارد.
نقش خانواده در ازدواج
نقش خانواده در ازدواج
شباهت فرزندان با پدر و مادر و تاثیر آن در ازدواج، تجارب آسیب زای والدین تا چه حد فرزندان را درگیر خود می کند؟

خوشبختانه بسیاری از افراد در هنگام ازدواج به مرکز مشاوره مراجعه می کنند، به عنوان مثال ازدواج با کسی که والدینش درگیر اعتیاد هستند برای هر شخصی آسان نیست و با نگرانی هایی همراه خواهد بود.
در این شرایط فرد در مورد ازدواج شک و تردید زیادی دارد، در این هنگام مراجعه به روانشناس می تواند در تصمیم گیری به آن ها کمک کند.
در این شرایط شما نمی توانید طرف مقابل را به خاطر رفتار والدینش مورد قضاوت قرار دهید و ضعف و نقایص والدین را برای فرزندان در نظر بگیرید.
بنابراین نمی توان صددرصد گفت فرزندان شبیه والدین شان می شوند. بلکه باید به بررسی سلامت روان فرد مورد نظر بپردازید و به عنوان یک فرد مستقل به او نگاه کنید و ببیند تا چه حد تلاش می کند تا از محیط های آسیب زا دوری کند و شخصیت خودش را مورد بررسی قرار دهید.
زمانی که تصمیم به ازدواج با فردی می گیرید که با مشکلات خانوادگی رو به رو است در این حالت باید نسبت به انتخابتان حساس تر شوید و شباهت فرزندان با پدر و مادر را به دقت بررسی کنید و در نظر داشته باشید که تصمیم شما به ازدواج با این فرد چه عواقبی را به دنبال دارد.
منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-شباهت فرزندان با پدر و مادر و تاثیر آن در ازدواج